(چند دوبیتی از باقر لارستانی)
گذارم با ول شکر لب افتاد
که روزم وعده داد وبر شب افتاد
به روی سینه دلدار باقر
نه بارش آمد و نه شبنم افتاد
***********************
نگارم تا که ابرو بر هم افکند
کمان از دست زال و رستم افتاد
ز بس هی زد جهان بر قلب باقر
چو جام از دست جمشید جم افکند
باقر لارستانی
+ نوشته شده در یکشنبه دهم تیر ۱۳۸۶ ساعت 6:35 توسط s - m
|