عالیه سعادتمندیان
نگاه نرگس
نگاه نرگسم نمناك و خيسه
گل اشك از نگاه او چكيده
غرور او كه در آئينه شكسته
دلش مثل كبوتر ماتم كشيده
دل نرگس غبار غم گرفته
نگاه گرمش از ماتم گرفته
كوير باورش احساس نديده
شب ناباورش مهتاب نديده
قناري از تو ايوانش پريده
به اوج بي نهايت ها رسيده
دل نرگس به بارون گرم نميشه
نگاه نرگسم روشن نمي شه
گل نرگس اسير دست باغه
كه اونو بي كس و تنها نذاره
عالیه سعادتمندیان